دره گرگ ها - عراقبطور معمول اینجا حرف از پزشکی و مسائل دانشجویی و این جور حرفهاست.اما این یک یادداشت استثناءْ در مورد یک فیلم است.

چند روز پیش با نیما رفتیم دیدن فیلم Kurtlar Vadisi İrak یا Iraq, valley of wolves که در ایران با نام «دره گرگها،عراق» به نمایش در آمد و کماکان در حال اکران است.نیما می گفت که این فیلم در منطقه آذربایجان و همچنین در دو سئانس سینما در تهران به زبان اصلی (ترکی استانبولی)اکران میشود.ما هم رفتیم به یکی از دو سینما که در تبریز كه این فیلم را اکران کرده بودند.

گویا فیلم در حقیقت گزیده سریالی به همین نام است که در ترکیه پخش شده و پس از اکران در چندین کشور از جمله در ترکیه و آلمان شدیدا با استقبال عمومی مواجه شده است.متاسفانه  علیرغم ماهیت ضدآمریکایی آن تبلیغ چندانی برای فیلم در ایران نشده و صدا و سیما هم در برابر تبلیغ تلویزیونی آن سنگ اندازی کرده است.من هم با وجود اینکه قبل از اکران فیلم در ایران از جریان آن مطلع و منتظر اکران آن در ایران بودم اصلا از اکران فیلم خبردار نشده بودم تا اینکه نیما گفت.

داستان فیلم در مورد گروهی از مستشارهای ترک است که در عراق توسط نیروهای آمریکایی دستگیر و تحقیر می شوند. به دنبال آن یکی از این مستشاران (سلیمان) با ارسال نامه ای به دوست خود (پولات) که گویا مامور امنیتی (یک چیزی تو مایه های جیمز باند) است، ماجرا را شرح داده و از او می خواهد که انتقام آنها را بگیرد و سپس خودکشی می کند. بقیه فیلم ماجرای کشمکش و جنگ و گریز پولات به همراه دو نفر از همکارانش با نیروهای امریکایی مستقر در شمال عراق و سرکرده آنها «مارشال» است.

در فیلم به خوبی شاهد اعمال غیر انسانی نیروهای آمریکایی و همزمان با آن تبلیغات انساندوستانه آنها هستیم. همچنین «سردار آکار» کارگردان فیلم به خوبی توانسته دسیسه های آمریکایی ها را  در استفاده از ماهیت چند قومی عراق و کمک گرفتن از برخی عناصر داخلی عراق را با وعده استقلال آنها نشان دهد.

کلا به نظر می رسد سردار آکار توانسته با استفاده از حقه های خودِ آمریکایی ها در فیلمش آنها را تحقیر و محکوم کند: برخوردهای درونی آمریکایی ها، تمسخر حرکات امنیتی آنان (مثلا در صحنه بازرسی یک طویله) و سوءاستفاده آنان از مسائل بشردوستانه(نظیر جایی که ماشال با کمک کرد ها جمعی از کودکان عراقی را به محل بمب گذاری شده میکشاند تا پولات را در تنگنا قرار دهد) اینها همه به خوبی و با مهارت در فیلم نشان داده شده اند.در نتیجه علیرغم اینکه فیلم درونمایه سیاسی دارد کاملا از شعارزدگی پرهیز کرده و تماشاگر احساس شعارزدگی نمی کند.

اگر با وجود تبليغات محدود توانستيد بفهميد كه اين فيلم در شهر شما هم اكران ميشود، توصيه مي كنم فرصت را از دست ندهيد و تماشاگر جيمزباند شرقي باشيد.