خبر: به دنبال كتك كاري هاي مكرر و ضرب و شتم اينترنها و گاه رزيدنتها توسط بيماران يا همراهان آنها در اورژانس بيمارستان امام خميني تبريز مسوولين بيمارستان از نيروي انتظامي خواستند كه يك پليس براي حفاظت امنيت هميشه در اوژانس كشيك باشد. نيروي انتظامي اين پيشنهاد را پذيرفت اما تامين هزينه استقرار پليس در بيمارستان را به عهده خود بيمارستان دانست. مسوولين بيمارستان هم گفتند پول نداريم و قضيه به خوبي و خوشي منتفي شد.

تفسير خبر: ما كلي از اين عدم تفاهم حاصله استقبال مي نماييم و اصولا به نظر ما استقرار پليس در چنين جايي كلا غلط است چون:

۱-اولا هركسي كه به جاي مسوولين محترم هم بود ترجيح مي داد اين پول را در جاي بسیار بهتري غير از تامين امنيت جاني اينترنها و رزيدنتها هزينه كند. آخر مگر عقل آدم دچار عيب شده است كه براي نيروي كار مفت و ارزاني كه دارد هزينه كند؟

۲-اصولا در دنيا جماعت بر دو دسته اند: آنهايي كه كار مي كنند و آنهايي كه مي خورند. ما جزو هر دسته كه باشم به نفعمان است كه از تعداد خورنده ها كم كنيم و به كار كننده ها بيفزاييم. اگر ما هم جزو بخور ها باشم كه با اين روش بيشتر مي توانيم بخوريم و اگر جزو كاركن ها باشيم حداقل بار كارمان كمتر ميشود. از آنجايي كه مامور محترمي كه بايد بيايد اورژانس هم، پول خواهد گرفت، چه بهتر كه نيايد تا يه نون خور كمتر داشته باشيم. البته اگر ايشان قبول كنند كه مفتي بيايند و امنيت بر قرار كنند خوب قضيه فرق مي كند و ما از كاركن مفت خوشمان خواهد آمد.

۳-بنا به گفته يكي از مسوولين محترم؛ اورژانس جايي است كه اينترن در آنجا مي آموزد در شرايط سخت چگونه تصميم بگيرد و برخورد كند. از آنجايي كه حضور و عمل برخي افراد محترم شرور در اورژانس به آمادگي دفاعي و تمرينات رزمي اينترنها كمك شاياني ميكند، ما معتقديم بهتر است نگهباني براي اورژانس وجود نداشته باشد.چون از قديم گفته اند فولاد در حرارت كوره است كه آبديده ميشود.

۴-نقل است روزي پسر بچه تخسي را به مكتب مي برند. ملاي مكتب به پسر مي گويد بگو الف...پسر لب از لب باز نمي كند. ملا مي گويد بابام جان بگو الف...باز هم از سنگ صدار در مي آيد اما از پسر نه! بالاخره هي از ملا اصرار و از پسرك انكار...ملا مي گويد: پسر جان اينكه چيز سختي نيست بگو الف تا قضيه حل شود برود پي كارش. پسر در جواب مي گويد: آخر من مي دانم اگر الف را بگويم بايد تا «ي» بگويم بعد هم بايد مشق بنويسم بعد هم حتما مي خواهي خط بنويسم بعد هم بايد گلستان و بوستان بخوانم و الي آخر.همين بهتر كه در همين الف خودم را راحت كنم.
اصولا اگر اينترنها و رزيدنتها احساس امنيت بفرمايند ممكن است خوشي زير دلشان بزند و از فردا تقاضاهاي عجيب و غريب ديگري مثل بهبود كيفيت غذاهاي بيمارستان يا رسيدگي به وضع اتاق هاي اينترني و هزار تا تقاضاي بيجاي ديگر بنمايند.

با توجه به مسائل فوق ما از مسوولين اورژانس، حراست دانشگاه، رياست محترم بيمارستان و هركس ديگري كه به اين قضيه مربوط يا نامربوط است تقاضا داريم كماكان با حضور نيروي انتظامي در صحن اورژانس مخالفت ورزيده و موجبات امتنان اينجانبان را فراهم سازند.

*****

در آخرين لحظاتي كه وبلاگ زير چاپ بود خبري به دستمان رسيد مبني براينكه يكي از مسوولين محترم بيمارستان گفته اند كه اصلا اينجا مركز درماني است نه محيط نظامي كه پليس بيايد اينجا! ما ضمن تقدير از ذكاوت ايشان فكر مي كنيم در اماكن زير نيز حضور نيروي پليس لازم نيست:

بانكها-چون محيط اقتصادي هستند./ادارات و نهادها-چون محيط اداري هستند./دادگاه ها و محاكم- چون محيط قضايي هستند./ چهارراه ها- چون محل آمد و شد افراد غير نظامي هستند/پارك ها- چون فضاي سبز هستند/ جاده ها- چون جاده هستند/كلانتري ها- چون محيط نظامي هستند و همچنين در جاهاي ديگر هم به دليل اينكه جاهاي ديگر هستند حضور پليس لازم به نظر نمي رسد!

با تشكر از باجاناغ به خاطر مطلب فوق