جشن فارغ التحصیلی ما روز ۲۴ شهریور ماه (دو جمعه پیش) برگزار شد. واقعا باید گفت در شرایطی که کمتر کسی مسوولیت برگزاری این کار را قبول می کرد، پیشقدم شدن دست اندرکارن جشن برای انجام چنین کاری قابل تقدیر است. اما مسائلی در مورد جشن و حواشی آن وجود داشت که لذت شرکت در چنین جشنی را به شدت کاسته بود.

۱- از همان ابتدای برگزاری جلسات در مورد جشن، رویه ای تحمیلی از سوی مسوول برگزاری جشن اتخاذ شد که باعث کاهش همدلی همکلاسی ها در مورد این جشن شد، به طوریکه در پایان مهلت اعلام شده تنها حدود ۳۰ نفر از ۱۵۰ نفر ثبت نام کرده بودند که نیمی از آنان هم به نوعی جزوی دست اندرکاران جشن بودند. البته پس از آن با اعلام برخی تخفیفات (۴ همراه رایگان و یا ارائه شام) عده بیشتری ثبت نام کردند که سرانجام به حدود ۷۰ نفر رسید. البته متاسفانه این وعده ها بعدا عملی نشدند.

۲- لحن اطلاعیه های مربوط به جشن بیشتر دستوری بودند تا خبری.

۳- همانطور که گفتم شایعات فراوانی توسط نزدیکان به مسوولان برای ترغیب همکلاسی ها به ثبت نام پخش شدند که بعد ها تکذیب شدند.

۴- لباسهایی که برای جشن فارع التحصیلی داده شد(همان عبا و کلاه مربعی) برای آقایان و خانمها یکسان بودند و در حقیقت با شرمندگی باید بگویم لباسهای فارغ التحصیلی آقایان هم دخترانه بودند (از طرح دگمه ها و نحوه قرارگیری جای دکمه ها و رنگ بندی و طرح آستین آن که بگذریم، در تمامی جشن های ورودیهای ۷۳ تا ۷۷ این لباسها مختص خانمها بوده و لباس آقایان طرح دیگری داشته)

۵-  نحوه پذیرایی بصورت مثلا سلف سرویس و با قرار دادن مقداری میوه و شیرینی و آبمیوه روی میز موجب ازدحام و وضعیت فجیعی شد که خیلی ها از خیر پذیرایی گذشتند.

۶- هیچ تمرین قبلی با دانشجویان برای مراسم سوگند به عمل نیامده بود.

۷- علیرغم اعلام محدودیت در دعوت مهمانان، خود مسوول محترم برگزاری جشن تمام بستگان خود و نوعروسش را دعوت و در ردیفهای جلو جای داده بود. مجری هم اینقدر از این دو کبوتر عشق گفت که ما احساس کردیم این جشن عروسی آنهاست نه جشن فارغ التحصیلی ما.

۸-  کل برنامه ۴ ساعت بود که ۲ ساعت آن را به سخنرانی مقامات دانشگاه اختصاص داده بودند. حدود یکساعت را یک گروه موسیقی (که نمی دانم از کجا آمده بود) پر سر و صدا کرد ( و اصلا شوری هم نیافرید) و یکساعت هم طول کشید تا ما برای مراسم سوگند اماده شویم.

۹- نه... دیگه نمی گم..... نه....... نمی خوام بگم اون یه دونه لوح و دو تا دونه شیرینی و  چند دقیقه موسیقی چرا ۶۰ هزار تومن برای هر کدوم ما آب خورد!!!؟؟؟؟

اصلا دیگه هیچی نمیگم...

دستشون درد نکنه اما ایکاش کمی بیشتر دقت می شد.