يک بار مریضی برایمان آمد که معتاد تزریقی بود، مریض دچار سپتی سمی (عفونت کلی) بود و علاوه بر آن آمبولی ریوی و آمپیم و هزار مشکل دیگر هم داشت و به سختی نفس می کشید. وضع رگهایش هم افتضاح بود، آخرش مریض را تحت تهویه مکانیکی قرار دادیم اما موثر نبود و آخرش بیمار فوت شد.(آی سی یو جا نداشتیم)

بیمارٍ تخت بغلی اش از من پرسید:«وضع من چطوره؟ من هم...!؟؟» بهش گفتم: «نه بابا! تو خودت رو با اون مقایسه نکن، اون وضعش خیلی خراب بود، معتاد تزریقی بود، تازه دیدی که خودش نمی تونست نفس بکشه و با دستگاه براش تهویه گذاشتیم.» اما مریض دپرس تر شد. بعدا فهمیدم اون هم معتاد تزریقی بوده و تا چند روز پیش در آی سی یو تحت تهویه مکانیکی!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

تبریکات:
آقای دکتربارش رضوی هم به جمع مزدوجین پیوست، جمعه جشنش بود، رفتیم و دوستای قدیمی رو هم اونجا دیدیم. خیلی نوستالژیک بود...مبارکه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نه حرف سیاسیه و نه چیز دیگه ای...اما خواستم بگم که تحت هیچ شرایطی نباید فرصت انتخاب کردن رو از خودمون دریغ کنیم...تحت هیچ شرایطی