هشتمين نمايشگاه بين‌المللی پزشكی تبريز به همراه دومين نمايشگاه بين‌المللي جواهرات ,ساعت و ماشين‌آلا‌ت مربوطه و پنجمين نمايشگاه هنر و هنرمند از روز ۱۴ این ماه برگزار شده و تا ۱۷ آذر (دیروز) ادامه داشت.

به همراه یکی از دوستان راهی این نمایشگاه شدیم تا در جریان نمایشگاه قرار بگیریم، دانشگاه علوم پزشکی تبریز این بار در نمایشگاه ولخرجی کرده بود و غرفه های زیادی را برای خود مصادره نموده بود. تقریبا تمام غرفه های سالن آذربایجان در انحصار بیمارستان های تابعه و شبکه های بهداشتی شهرستانها بود و غرفه بزرگ دم در سالن پروین (بهترین غرفه) هم در اختیار غرفه خود دانشگاه بود، هرکدام از معاونتها هم غرفه ای را برای خود گرفته بودند.

کلاس زدگی از سر و روی غرفه داران شرکتهای پزشکی می بارید. با توجه به چهره نسبتا جوان ما و عدم استفاده مان از کراوات بعضا غرفه‌داران احساس می کردند که شاید ما هم از آن جوانانی هستیم که در هر نمایشگاهی، نه برای دیدن غرفه‌ها که برای دیدن بازدیدکنندگان غرفه‌ها می آیند! البته واقعا عده‌ای هم به همین منظور آمده بودند!

بعضی ها هم که صرفا به دلیل ظاهر شکیلشان متصدی غرفه ای شده بودند، به صورت غلط غلوط افاضه فضل می‌فرمودند و انگار نه انگار که اکثر بازدید کنندگان از مطلعین علوم پزشکی یا مسائل مربوطه اند. آی کیوی مخاطبین را در حد زیر صفر تصور می فرمودند و تبلیغاتی عوام پسند به راه انداخته بودند.

تنها یک انتشاراتی در نمایشگاه شرکت کرده بود که امید ما را برای خرید کتاب نقش بر آب کرد. متصدی این غرفه هم از همان غرفه داران بود. وقتی سراغ کتابی را می گرفتی، کتاب دیگری را معرفی می کرد و می گفت « اون رو نداریم اما این رو ببرید که خیلی بهتره، امروز ۱۰ کارتن از اینا آوردیم، همه‌ش رو بردن، تازه ارزون تر از اون هم هست!!!» واقعا که امور کتب پزشکی دست چه کسانی افتاده است؟!

از نمایشگاه طلا و جواهرات نمی گویم که دیدن صحنه های آن خون به جگر هر مرد خانه داری می کرد!

نمایشگاه هنر و هنرمند هم بیشتر شده بود محل تبلیغات کاندیداهای هنرمند شورای شهر! ۴ گروه رقص آذری هم در این قسمت غرفه داشتند که پر سر و صدا ترین و شلوغترین غرفه های هم بودند.

موقع برگشت یک اتومبیل شبکه بهداشت شهر .... را دیدیم که یک دستگاه نوارقلبی پشتش گذاشته بودند و با بگو بخند از نمایشگاه خارج میشدند. این همه راه را کوبیده بودند بیایند اینجا و کلی حق ماموریت و بودجه هدر کنند که یک دستگاه ای-کی-جی (نوارقلب) بخرند و ببرند!!!
...تا که نانی به کف آرند و به غفلت بخورند.