داشتم کتاب « علل و شاخصه های تغییر زبان ترک های تهران » را می خواندم.

 سیر تاریخی قضیه را که  با واقعیت تطبیق دادم، دیدم افشار (یکی از ایدئولوژیست های نژاد برتر آریایی) پر بیراه هم نگفته آنجا که می گوید:«اگر مردم آذربایجان توانستند به آسانی به ترکی بخوانند و به ترکی بنویسند و شعر بگویند، دیگر چه نیازی به فارسی خواهند داشت......(در اینجا متدهای پیشنهادیش برای فارسیزه نمودن را می گوید و ادامه مي دهد)....برای من تردیدی نیست که بی هیچ زحمت و دردسری برای هیچ کس و مخالفتی از هیچ کجا به مقصود خواهیم رسید، بی آنکه آذربایجانیها احساس کنند.»

از آنجا که من خود ترک آذربایجانی هستم و بساط انگ زنی و پان انگاری در جامعه ما هم به راه است قصد قضاوت ندارم (و اصولا ما را به سیاست چه کار؟، هر چند که سیاست را با همه کاری هست) اما نمی دانم وجود «صندوق جریمه ترکی حرف زدن» در مدارس زمان پهلوی و به آخور بستن بزرگان آذربایجانی که در مجالس حکومتی ترکی حرف بزنند را چگونه توجيه كنم.

كودكاني كه به درمانگاه روستايي مي آيند مي ترسند تركي حرف بزنند، چون معلمشان شديدا آنها را نهي و تنبيه ميكند و اين ديگر مال دوره پهلوي نيست.