ترم اول بود. کلاس ما ۱۵۰ نفره و در عین حال به خاطر جو دانشگاه در اون سالها ارتباط آقایون و خانمها کم بود. به خاطر همین دلایل بچه ها که معمولا اسم همکلاسی ها رو نمیدونستن اونها رو بین خودشون با لقب صدا میکردن. این القاب بعضا اونقدر رایج میشد که تا سالهای آخر هم رو طرف میموند.

مثلا آقایون امثال این لقبها را به خانمها داده بودند: بتول، پسته خندان، دالتون بزرگ(جزو گروه ۴ نفره دالتون ها)، اسقف اعظم، رنجر، فلرتیشیا، کلاغ سفید، اسب آبی (گلاب به روتون)، ژاپنی، متالیک و ....

خانمها هم بیکار ننشسته بودند: زنبه(روم به دیوار)، پلنگ صورتی، زرافه، تخمه ژاپنی، قورقور، آبجی، چی توز، ساری پیشیک(یعنی گربه زرد)، زری و قصاب هم القابی بود که از طرف ایشان به آقایان داده شده بود.

حالا خودتان حدس بزنید دارندگان این القاب چه شخصیت هایی بودند؟!
بعضی از این القاب عمومیت پیدا میکرد و بعضی در بین یک جمع خاص استفاده میشد.

به هرحال پدیده لقب گذاشتن که چیز جالبی هم نیست، کم کم و با شناخت بیشتر بچه ها از اسم همدیگه منسوخ شد.اما یاد آور دوران جالبی از دانشگاهه.