ترم اول من نماینده کلاس بودم و معمولا در روزهای دوشنبه در زمان کلاس روانشناسی از استاد اجازه میگرفتم و برای بچه ها نطق در میکردم (پول جزوه بدید، امتحان رو عقب انداختیم، اون کلاس تشکیل نمیشه، این یکی تشکیل میشه و....) در پایان سخنرانی بنده هم دوستان با کف زدن های مکرر ابراز احساسات میفرمودند.

استاد محترم یک بار شاکی شد و گفت:«توی کلاس من کسی حق نداره کف بزنه» حضار در پاسخ طی یک حرکت خودجوش همگی باهم صلوات فرستادند!!!