دوست عزیزمون یک اهری در یادداشتی در مورد وضع نابسامان بیماران خاص و گرانی داروها و ضعف بیمه ای، مطالبی نوشته بودند و از جامعه وبلاگی خواسته بودند که با انعکاس این مطلب، باعث توجه بیشتری به این مشکل بشوند.

حقیقت اینه که این مشکل یک مشکل منفرد نیست یعنی فرقی که ما با بعضی کشورهای بد دنیا داریم اینه که اینجا یک مشکل، معمولا یک مشکل موردی نیست، بلکه معلول یک سیستم ناقص و پس زمینه های عمیقیه که.....به عبارت بهتر این خانه از پای بست ویران است.

من فقط به صورت گذرا به بعضی مشکلها اشاره میکنم:

۱- دولت به جای نظارت بر واردات دارو، عملا این کار را در انحصار خود در آورده. بسیاری از داروها که داروی خاص هم نیستند در انحصار داروخانه های دانشگاه و هلال احمر است.

۲-بقیه داروهاهم که انحصاری نیستند، توزیع مناسبی ندارند. یعنی مجددا داروخانه های دولتی به تنهایی درصد بالایی از داروها را دریافت میکنند و سهم سایر داروخانه ها از این داروها بسیار کم است.مثلا من اسپری نازال بکلومتازون را خودم پس از کلی پرس و جو از داروخانه دانشگاه پیدا کردم و فهمیدم در تبریز این دارو فقط در این داروخانه پیدا میشود.(به دلیل توزیع غلط)

۳-در مورد بیماران خاص با وجود اینکه رقم بالایی از بودجه درمانی کشور را به خود اختصاص داده اند (الان دقیقا رقم یادم نیست اما فکر میکنم بیشتر از نصف بودجه) اما به دلیل عدم تعریف صحیح بیماران خاص و عدم سیاستگزاری اصولی و عدم خیلی چیزهای دیگر و نشتی های بودجه ای سیستم، همیشه این بیماران با مشکل مواجه اند.

۴- اختلاف قیمت و عدم نظارت بر آن هم که مشکل مفصلی در همه زمینه هاست، خودتان در ذهنتان حسابی برای آن مطلب بنویسید.

۵- بیمه های ما چنان ضعیف هستند که در بسیاری از موارد میتوان گفت بیمه نداریم. بیمه ها هر چیزی را که گران تمام شود به نوعی از لیست خدمات خود حذف میکنند. بسیاری از اعمال جراحی گران (و در عین حال ضروری) توسط کارشناسان بیمه لوکس تشخیص داده شده و از لیست خدمات خارج میشوند....

در مورد همین بیمه جالب است بدانید یکی از علل مشکلات حرفه ای پزشکان ما همین بیمه ها هستند!
حق ویزیت پزشک در کشورهای دیگر تا ۵۰ برابر کشورماست، اما معمولا این پول را سیستم قوی بیمه ای می پردازد، در نتیجه در آن کشورها پزشکان در طول روز بیمار کمتری می بینند اما در آمد مناسبی نیز دارند، بیمار هم فرصت بیشتری با پزشک دارد.
اما در کشور ما به دلیل ضعف بیمه حق ویزیت پزشک بسیار پایین (کمتر از حق ویزیت!!! یک تعمیر کار!) است و در نتیجه پزشک مجبور به ویزیت تعداد بیشتری بیمار است و به دلیل وقت کم اختصاص داده شده برای بیمار، بیماران هم گاه درمان مناسبی نمی گیرند و داروهای اضافی هم زیاد تجویز میشوند که این مورد آخری دودش توی چشم بیمه ها هم می رود.(اگر بیمه ما مدیریت درستی داشت نه خود این ضرر را متوجه میشد و نه باعث ضرر بیمار و پزشک میشد)

و بسیاری مشکلات دیگر که در سیتم مدیریت درمانی ما وجود دارد.

بطور خلاصه:
کلا به نظر من تا زمانیکه دولت ما وظیفه اصلی خود یعنی نظارت را فراموش کرده و به جای آن به مداخله مستقیم (و غلط) در امور و نیز فعالیتهای تجاری نابجا می پردازد، ما همچنان این مشکلات را در زمینه های مختلف خواهیم داشت و الی آخر.