چند روزی رفته بودم تهران دنبال بدبختی هام و نبودم

تقریبا حدود ۱۰ نفر از دوستان درجه اولم در یکی دو سال گذشته رفته اند تهران که به جز دو نفرشان بقیه را ملاقاتیدم و کلی خاطره ها زنده کردیم. یکی از آن دو نفر که ندیدمش نیما بود که دمِ قرار ترسید باد ببردش و نیامد(نیما جان! لینکت را نمی گذارم که آبرویت نرود)

اما از فعالیتهای بنده در تهران یکی شرکت در پنجمین کنفرانس بین المللی زلزله بود!!!! نه که نصف دوستهای من عمران هستند، بیشتر از عمران خوانده ها در کنفرانس ها و همایشهایشان تشریف دارم!

انصافا این کنفرانس که در آن کلی از چشم بادامی ها و مو بور ها و چشم آبی ها و سیاه برزنگی ها شرکت کرده بودند، یک آبروریزی تمام عیار بود.

چرا؟!!!

اولا: یکی از اساتید شرکت کننده خارجی در راستای طرح امنیت اجتماعی باهاش برخورد شده بود و حتی خارجی بودن او را هم قبول نکرده بودند تا یک نفر برود و پاسپورتش را بیاورد.

ثانیا : چون مسوول پذیرایی کنفرانس فکر کرده بود حدود دویست نفر از مهمانان نمی آیند، به آشپزخانه دستور کسر این تعداد از غذاها را داده بود، نتیجتا حدود ۱۰۰-۱۵۰ نفر از مهمانان همینطوری در رستوران معطل بودند تا دوباره دیگها بار گذاشته شوند

ثالثا: نوشیدنیها گرم بودند، یخ نبود،نظافت خوب نبود، بعضی از پذیرایی کنندگان هم اصلا مبادی آداب نبودند.

رابعا: سالن که چه عرض کنم، راهروهای محل برگزاری کنفرانس (از همه بدتر سالن C که رسما یه گوشه از یه کریدور بود) هیچ فضا سازی مطلوبی نداشتند.

خامسا : کنفرانس در محل کانون پرورشی برگزار شده بود و آینده سازان مملکت (در انواع ۴-۵ ساله) حین کنفرانس برای خودشان بازی میکردند!

ولش کن بابا.....ولی انصافا این مهمانهای خارجی بیشتر از خود مسوولین، کنفرانس را جدی گرفته بودند