متاسفانه همیشه به اینترن می گویند برو بخوان...اما چه چیز را! ؟چرا؟ با چه منظور؟ از کدام دید؟ اگر قرار است اینترن و اکسترن (استاجر) هر دو چیزهای یکسانی را بخوانند و جواب پس بدهند پس چرا اسم این اینترن است و آن اکسترن...اصلا دیگر چه لزومی دارد هر بخش دو بار آموزش داده شود...استاد جان آیا تو نمی دانی که ضروریات آموزشی هر بیماری در هر مقطع از آموزش فرق می کند؟...

 
به نظر من علت اینکه هیچگاه یک کامپیوتر نخواهد توانست جای استاد را بگیرد این نیست که کامپیوتر نمی تواند اطلاعاتی بیش از یک انسان (هرچند استاد) را ارائه دهد. بلکه کامپیوتر نمی تواند تاثیر تهییجی و انگیزشی لازم را بر دانشجو بگذارد یا تجربیات را به او انتقال دهد و یا سیر انعطاف پذیر و تدریجی را در آموزش طی کند.....مخلص کلام این که: استاد جان بدان با کامپیوتر چه فرقهایی داری؟!

وقتی در بیمارستان بودیم گاه صحنه کلاسهای دهات دورافتاده به ذهنم خطور میکرد که در آنها از اول تا پنجم ابتدایی زیر یک سقف و با یک معلم آموزش داده میشدند....کلاس پنجمی ها دفتر نقاشی شان را بیرون بیاورند، کلاس دومی ها دفتر ریاضیشان را و اولی ها هم 20 بار بنویسند آب-بابا!

در سیستم آموزشی ما معمولا همان معلوماتی را از اکسترن می خواستند که از اینترن و یا رزیدنت سال یک. در حالیکه رزیدنت یک اسپشیالیست است و اکسترن تنها باید قیافه مرض را بشناسد و اینترن باید برخورد کلی در نقش یک پزشک عمومی را با آن بداند.

استاد جان اگر این مطلب را خواندی، امیدوارم که فرقهای خودت را با کتاب بیجانی مثل هاریسون یا یک سی-دی کامپیوتر فهمیده باشی و اگر می دانستی به کار بندی و اگر به کار می بستی درود بر تو و امثال قلیل تو.