ما علاوه بر آن رفیقمان که دارد به ما اسپانیولی یاد می دهد یک دوست دیگر هم پیدا کرده ایم که فوق لیسانس علوم سیاسی می باشد و حرفهای گنده گنده در مبانی سیاست می زند، او با هایدگر و فروید همسایه بوده و با سارتر چایی خورده است. اگر از این یکی هم سیاست را یاد بگیریم می ترسیم احساس «خود چه‌گوارا بینی» بهمان دست بدهد، آخر «چه»(صمیمی شدیم) هم اسپانیایی صحبت میکرد و هم پزشک بود!!!

پ.ن.: برای این که بدانید جریان این تذکره ها چیست ر.ک. مطلب قبلی!