مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش سادهاى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:
ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار میگم: خوراک مرغ!

نتيجه اخلاقى: مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر میکنيم در ديگران نباشد و شاید در خود ما باشد

نتیجه فمینیستی: در طول تاریخ همیشه زنان قربانی خود بی نقص بینی مردان فاشیست لعنتی بی تربیت شده و تقاص گناه آنها را پس داده اند.

نتیجه آنتی فمینیستی: آنچه که مردان با ملاحظه کاری و عشق می خواهند مطرح کنند را زنان با لذت و تحقیر می کوبند تو ملاج طرف.

نتیجه کمونیستی: وقتی پرولتاریا، بورژوا میشود و به خوردن خوراک مرغ روی می آورد، طبیعتا گوش شنیدن فریاد کارگران(و ایضا آشپزان) را نخواهد داشت.

نتیجه امپریالیستی: این نفع شماست که ایجاب می کند چه چیزی را بشنوید.

نتیجه مردسالاریستی: اگه گربه رو دم حجله نکشی سرت داد میزنه!

نتیجه اولترا مردسالاریستی: مگه زنها تا ۵ هم بلدند بشمرند؟؟!!!