۱-الان نزدیک طلوع آفتابه (آفتاب است!!) من شیفت شب درمانگاه هستم و خوابم پریده.هوای بندر کم کم(تازه کم کم!) داره مثل هوای تابستون طرفهای خودمون میشه! و دیگه میشه شبها کولرها رو خاموش کرد! 

حالا اگر میخواستم درس بخونم زود خوابم میبرد! راستی من نمیدونم چرا اخیرا درسم نمیاد!!!؟؟

۲-راستی واقعا همه چیزمان به همه چیزمان می آید !! در حالیکه بیشتر پزشکان جوان در مراکز بهداشتی روستاها (مشمولین طرح) یا مراکز نظامی (مشمولین سربازی) دسترسی چندانی به اینترنت ندارند، اومدند ثبت نام آزمون رزیدنتی رو کلا اینترنتی کردند!!
واقعا باید به اینها بارک الله گفت! حالا همه چیز تکنولوژیک شده بود و فقط همین یه قلم کم بود!

۳-بعضا آنقدر میزان ناراحتیم از رفتارهای دیگران زیاد میشه که فکر میکنم شاید من بدبین شدم، یا شاید خیلی نازک نارنجی تشریف دارم! اما هر قدر میخوام این رفتار ها رو ماستمالی کنم، نمیشه...

به دور و برم نگاه میکنم و میبینم که خیلی ها با بیخیالی از کنارش میگذرن، اما سعی من در این زمینه مثل دست و پا زدن تو باتلاق میمونه....چون هرچقدر میخوام اونها رو توجیه کنم، غیر منطقی بودنش بیشتر برام مسلم میشه!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: برادران محترمی که با جستجو کردن عبارت « کد ۲۳۴ مرکز آموزش سربازی » به این وبلاگ اومده بودند و با توجه به این پست چیزی دستگیرشون نشده بود...خدمتتان عرض می کنم که این کد مربوط به مرکز آموزشی حسن-رود  (شهید نام-جو) نیر-وی در-یایی ار-تش می باشد که بین انزلی و رشت قرار دارد.