به لیوانهای شیشه ای خاطرات تلنگر میزنم

و نام خود را می شنوم

سردم میشود

و سراغ سکوت را میگیرم...

......

جایی شاید...

زیر کتابهای ناخوانده ام

یا در کنج طاقچه گذشته های ساده ام

یا بر لب مردی که تنها در کوچه های شب، دود سیگار را زمزمه میکند...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: عید غدیر خم را هم خدمت دوستان تبریک عرض می کنم.