اخیرا صبحها که از درمانگاه به سمت بیمارستان میروم، سر راه یک کاسه آش داغ میگیرم با نون تازه و میرم یه جای دنجی تو ساحل نیلگون! پیدا کردم، میشینم و میخورم....این جای دنج اینقدر دنجه که مرغهای ماهیخوار دورم جمع میشن تا تیکه های نونی رو که میریزه بردارن.

اخیرا خیلی وقته قرار گذاشتیم با بچه ها بریم کیش(گرامر فوق العاده بود!) اما یا قیر نیست یا پول نیست یا مرخصی نیست یا ......

اخیرا پنج شنبه زمین خوردم و زانوم شدیدا تروماتیزه شد، باد کرد این هوا! تا ۳-۴ روز تندرنس داشت شدید و با این پا همراه گروه کوهپیمایان بعنوان پزشک همراه گروه رفتم ماموریت سر کوه گنو (که خیلی خیلی خیلی سرده) و شب دلم خوش بود که سرباز برامون آتشی جلوی چادر به پا کرده بود که یخ نزنم!!!! (نیمه پر لیوان را داشتید؟!)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تمامی دوستان و آشنایانی که در کامنت ها و ای-میلها و تماسهای تلفنی وجود پدیده ای به نام برف را متذکر شده و لذایذ ناشی از برف و برف بازی را یادآور میشوند و بدینوسیله موجبات احتراق! قلب بنده را فراهم می آورند بسیار متشکرم. (چون مجبورم برای حفظ آداب فقط متشکر باشم)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در مورد پذیرش دانشجوی پزشکی بدون کنکور از مقطع لیسانس در قسمت آینده! خواهم نوشت.