رفتم سی تی اسکن، دفترچه رو دادم به مسوولش. آدرسم رو خواست (!!!) آدرس بیمارستان محل خدمت مقدس رو دادم. با وجودیکه وقت قبلیم برای ساعت ۳ بود یک ساعت دیگه هم  تو نوبت موندم.
خودم رو معرفی نکرده بودم. اما احساس کردم وقتی نام بیمار و نام پزشک درخواست کننده یکی باشه باید طرف حتما بفهمه دیگه.در ضمن یه جورایی هم دوست نداشتم مستقیم بگم که برای من پارتی بازی کنید.
بالاخره نوبت ما شد.
توی کل هرمزگان سی تی اسپیرال ندارن در نتیجه در یک پوزیشن اعصاب خورد کن قرار گرفتیم و گرفتن سی تی شروع شد.هی نفس بکش-نفس نکش-بکش-نکش.....(دارم خفه میشم ) .......خب حالا نکش (!!!! یه سیکل بکش حذف شد...وای دارم خفه میشم.....اه داره سرفه ام میگیره...)نفس بکش...(...آخیش اکسیژن...هع هع هع هع هع{صدای نفس کشیدن!}...)
بالاخره با یه مکافاتی تموم شد...
* خب آقا کی حاضر میشه؟
- فردا
* بله؟!!!! چرا فردا؟
- باید جواب بنویسن برای دکترت!!!!!!
* نه ممنون ریپورت لازم نیست.
- خب پس ۴ ساعت دیگه بیا!
* ببخشید نمیشه زودتر لطف کنید؟
- آخه باید دونه دونه!!! عکست رو توی تاریکخونه ظاهر کنیم!!!! اون هم ساعت کارش از ۴ساعت دیگه شروع میشه
* شما موارد اورژانس رو هم تا ۴ ساعت دیگه نگه میدارید؟ در ضمن فکر کنم این خانم که اینجان مسوولش هستن و تشریف هم که دارن.سی تی اسکن هم تا جایی که یادمه تمام کاتهاش رو یه جا چاپ میکنن. و اگه دستگاه چاپتون جدید باشه کلا نیازی به تاریکخونه هم ندارید.
- یه جور عجیبی نگام می کنه و با بیحوصلگی میگه: باشه یه ربع دیگه بیا ببرش....
موقع رفتن:
- آقای ۷۸ !! تاریخ درخواستتون خط خوردگی داشت. اینجوری قبول نمیشه، باید برید و ....
* درخواست رو بدید اصلاحش میکنم (مهر همراهم بود همونجا پشت برگه توضیح رو نوشتم ودادم بهش)
-هوم!!!؟؟ شما خودتون پزشکید؟ (یه هو از جاش بلند میشه) ببخشید، شرمنده، ایکاش معرفی میکردید... و الی اخر
یه نیگاه به پاکت سی تی می اندازم که روش نوشته:
نام بیمار: ۷۸        نوع درخواست : فلان!!!        نام پزشک معالج: ۷۸ !!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن: دوستان عزیزی جای نگرانی (و احتمالا خوشحالی!) نیست.فقط یک سی تی به خاطر سینوزیت بود نه چیز دیگه. از لطفتون ممنون