ولنتاین تین ایجری!!!

راستش اون موقع ها که ما سالهای اول دانشگاه بودیم از این خبرها (ولنتاین و اینا) نبود. بعد نمیدونم یه هو از کجا (احتمالا از این ماهواره های جونم مرگ شده) این ولنتاین به فرهنگ ما درز کرد و مثل یک مد گسترش پیدا کرد.یعنی یه جور چشم و هم چشمی رمانتیک!


علاوه بر هدیه دان و هدیه گرفتن ( و طبعا پزش را به دوستان و آشنایان دادن) تلفظ کردن اسم ولنتاین و تعریف کردن ریشه خارجکی آن و داستان جناب کشیش هم در این سالها نوعی اسباب تفاخر و خود روشنفکرنمایی شده و کلا آدم مور مورش میشود!

البته چه زیبا که روزی به نام روز عشق باشه تا عشاق در آن عاشقانه به هم عشق بورزند!!! و من هم ذاتا مخالف چنین جشنی نیستم. اما خداییش در این روزها صحنه غالب دیدن افرادی بود که پولهای بی زبان را الکی خرج عروسکهای کلیشه ای می کنند و یا عزیزانی! که در تکاپوی خرید چندین هدیه برای ولنتاین های خودشون هستند!!! وکلا قضیه ولنتاین یه جورهایی حالت teenagerی به خودش گرفته.


بعضی دوستان باستان پرست هم اومدن و با علم کردن مساله سپندارمذگان که گویا چندان هم روز عشاق نبوده(به این لینک دقت شود) فقط یک اقدام منفعلانه و نسبتا مذبوحانه انجام دادند. چرا که دقیقا بر پا کردن بساط سپندارمذگان بعد از این همه قرن یک واکنش انفعالی در مقابل قضیه ولنتاینه و خودش نشون دهنده تاثیر پذیری مروجین سپندارچی چی از همین ولنتاینه. مخصوصا که دقیقا این تحریف واقعیت تاریخی در مورد جشن سپندارمذگان صورت گرفته که از لحاظ تقویمی نزدیک به ولنتاین هم هست.


به هرحال مثل همه چیزهایی که بدون پیش زمینه فرهنگی وارد فرهنگ ما شده اند با این ولنتاین هم کاملا به روش ایرانی برخورد شده و قضیه کاملا مزین گردیده است!!!

واقعا که ........همه چیزمان به همه چیزمان می آید