۱-پزشکان و وبلاگستان:


یک فردی آمده در وبلاگش (که قبل از نوشتن این مطلب احتمالا هیچ بازدید کننده ای هم نداشته) تحت عنوان نقد وبلاگهای پزشکی (آن هم نقد فقط ۳ وبلاگ) یک سری حرفهای بی پایه و توهین آمیز نسبت به کل جامعه پزشکی زده. من نمی دونم به تمسخر گرفتن خاطرات صادقانه و توام با طنز یک دانشجوی پزشکی (که هیچ مسوولین درمانی متوجه او نیست و در حال آموختن است) چه معنی دارد!؟؟ البته همان اول مطلب و کامنتهای این فرد را که بخوانید به درجه ادب و شعور این فرد پی می برید.

(بنا به پاره ای دلایل لینک مطلبش را حذف کردم)


۲-تعرفه های جدید:


اعلام نرخهای جدید خدمات درمانی هم که سر و صدای زیادی راه انداخته!
امروز اخبار ساعت ۱۴ شبکه به اصطلاح ملی،طی یک گزارش به مسوولیت ضد امپریالیستی (و صد البته پوپولیستی) خود عمل کرد و پزشکان (این قوم همیشه خونریز و مستکبر) را افشا نمود!
نکات جالب در مورد این گزارش:
الف)از همه (حتی وزیر رفاه که در حوزه خود نیز ناکارآمد نشان داده) در این مورد مصاحبه به عمل آمد به جز خود دست اندکاران نظام پزشکی.
ب) از بیماران قیمت داروهایی که خریده اند را می پرسیدند و آن را به حساب حق ویزیت بالای پزشکان می گذاشتند.
ج) وزیر رفاه مدعی شد: اتحادیه هیچ صنفی خودش برای صنف خودش قیمت گذاری نمی کند! ما که تا حالا کاملا برعکسش را دیده ایم (به لیست نرخهای مصوب همه صنوف! نگاه کنید و ببینید مهر کجا غیر از اتحادیه صنف خودشان پایش است!)
د)در گزارش ادعا شده که نباید پزشکان خودشان بر خودشان نظارت کنند. با این حساب پیشنهاد میشود بقالان بر کار پزشکان نظارت کنند!! یا مثلا پلیس بیاید و تشخیص دهد که آیا اقدامات درمانی انجام شده طبق اصول علمی بوده یا خیر.


۳-مشاعره:


از علی جان و بانو کرشندو! به خاطر دعوت شاعرانه شان ! تشکر می نمایم و اینک این هم پاسخ من:


الف)ابتدا جدی ها:


علی>>>خاک


پنجه های جستجوی آب را
خاک کردم در کویر وهم ها
پای خود را میگذارم روی آه
تا نخیزد گردی از آهم به پا ...


(این قسمتی از شعریه که چند سال پیش گفته بودم)

کرشندو>>>آشفته


بر ساحل سرخ سکوت،در کنج موج جستجو
می روبم اشک از دیدگان،خالی ز مِی شد این سبو
آشفته از گرمای دِی،جان در گریز از این عدم
بنشسته ام لحظه شمار،تقویم با من روبرو


(این شعر رو هم محصول امروزه، درددلهای یک پزشک قوه بحریه که منتظر پایان خدمتشه!!!)گرمای دی هم با توجه به آب و هوای بندرعباس آمده است. اشک دیدگان هم به دلیل پوست کندن پیاز است!!!!


ب)حالا شوخی:(این دو تا شعر هم محصول امروزند)


کرشندو>>> هیاهو-آشفته


من اینک در اتاق یک مطبم
هیاهو می کند آشفته قلبم
نشد همراه چشمم خواب راحت
ولی مستکبرم،چون شرق و غربم!!!


علی>>>عاقلان-خاک-رعنا


عاقلان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به رعنا می رسند،صد خاک بر سر می کنند!

و حالا دعوت می کنیم از:
دکتر ریحا ن- دکتر س( شرح حال) - خاطره خانم(کی فکرشو می کرد) - آقا رضا(یک دانشجوی پزشکی) - متوتروکسات - نیشتر - وحدانه خانم(استاد فیزیک) - دریچه میترال(طبیب) - شملک

با یکی از کلمات کلیدی: مطب -مستکبر -تقویم - سرباز - کویر