توی تاکسی....

مرد مسافر جوانی که صندلی جلو نشسته نیم نگاهی به روزنامه توی دستش می اندازه و میگه:« حیف ...اگه دکتر شریعتی الان زنده بود...»

راننده یه نگاهی بهش می کنه و میگه: دکتر شریعتی؟ دکترِ چی بوده حالا؟

مرد با تعجب نگاش می کنه و میگه: دکتر شریعتی...نمی شناسید؟...خیلی معروفه؟

-آهان...میدون شریعتی... اما من مطب دکتر ندیدم اون دور و بر ها...خیلی وقته مرده؟

مسافر که تمام سخنرانی ای که در وصف شریعتی آماده کرده بود حالا تو گلویش گره خورده، صدای نامفهوم گرفته ای از ته حلق در می آورد و به پیاده رو خیره میشود...