امروز با چند تا از دوستان جمع شدیم و رفتیم یکی از دهات سرسبز ... یکی از بچه ها هم برای هماهنگی بیشتر با جو!!، یک نیسان وانت (از همین آبی رنگ ها!) آورده بود تا وسیله ایاب و ذهابمون باشه!!

پشت وانت زیرانداز انداختیم و بالش چیدیم و با روحیه کاملا خاکی (و لباسهایی که به این روحیه می خورد) نشستیم اون پشت* توی مسیر هم خیلی با اهالی روستاها گرم گرفتیم و از سادگی شون رنگ بیرنگی گرفتیم.

اصولا هر کس ما رو اون پشت می دید که مشغول کف زدن و همراهی خواننده گروهمان هستم فکر نمی کرد که ما مقداری پزشک و مهندس مملکت می باشیم!

کلمات کلیدی:نیسان آبی رنگ-آتش-چایی آتیشی-کباب (به مقدار فراتر از خرخره)-هله هوله(در حد ترکیدن)

خلاصه مقاله: چقدر دلچسبه که راحت خودت رو ول کنی توی طبیعت.....

*توضیح: البته سوارشدن سرنشین در عقب وانت درست نیست، اما خب .... رعایت ایمنی کردیم !