خب....

بعد از دو ماه از ولایت هرمز برگشتیم سر خونه و زندگیمون....تقریبا چیزی از این خدمت پلید نمانده و انشالله اگر مشمول محبت ها نشوم تا آخر آذر ماه نفس راحتی خواهم کشید.

بودن در بندر عباس و در جریان برخی مسائل قرارگرفتن باعث شد تا چشم و گوشم بیشتر باز شود و باید اعتراف کنم که دیدگاهم کلا نسبت به یکسال قبل عوض شده است...الان دروغها را بهتر می بینم و لمس می کنم. متاسفم که بگویم رسانه های رسمی ما عملا و علنا با وقاحت دروغ می گویند! هیچ وقت دوست نداشتم تا روزی چنین نتیجه ای را اعتراف کنم اما ....متاسفم این حقیقت خیلی عمیق تر از آن است که حتی بتوان آن را تایید کرد.

الان که دارم این سطور را می نگارم، در ذهن خود دارم مثالهای این مساله را مرور میکنم اما متاسفم که نمیتوانم به هیچکدام آنها اشاره مستقیم کنم....

دوست دارم اصلا انتقادی نکنم، اما هر اتفاقی که دور و برمان می افتد یک آرم گنده جهان سوم رویش دارد که هی توی سرمان میزند. امیدورام روزی ما هم حداقل جزو کشورهای در حال توسعه!!! باشیم نه جزو کشورهای قهقرایی.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بی ربط نوشت: گوگل ریدر را می گشایم بالغ بر ۲۰۰۰ فید ناخوانده!!!! جناب گوگل با یک بعلاوه کنار عدد ۱۰۰۰ خودش را راحت کرده.

ناربط نوشت: شما اگر همراه ۳۰۰ و خورده ای مسافر دیگر، به خاطر حضور وزیر مسکن در هواپیمایتان ۳ ساعت علاف شوید چه می گویید؟ (لطفا نزاکت را رعایت کنید)

روزنوشت: این روزها ....روزهای مهمی هستند!!!!