همانگونه که خدمتتان عرض کردم افزایش تعداد فارغ التحصیلان یکی از دلایل کم ارزش شدن مدارک علمی در ایران بوده است و اما بقیه مسائل....:

2-میزان رشد اقتصادی و علمی کشور:

 پیشرفت علمی-اجتماعی همیشه منجر به ارتقای وضع فرهیختگان و تحصیل کردگان خواهد بود، چون هم سطح عمومی رفاه افزایش پیدا می کند و هم در اثر رشد اقتصادی مشاغل جدیدتری ایجاد می شود. سازمان ها رشد کرده و برای ادامه رشد دست به دامان (یا شلوار!) تحصیلکرده ها میشوند. دولت هم برای ادامه رشد کشورش قاقالی لی های لازم را برای تحصیل کردگان در نظر میگیرد.

متاسفانه این اتفاقی است که در ایران نیفتاده است! یعنی ما یا رشد متناسبی نداشته ایم یا رشدمان بسیار غیر اصولی بوده. باز هم میتوان مثال زد از معدود جاهایی در ایران که نسبتا رشد اصولی داشته اند و به تبع آن باعث ایجاد موقعیت های مناسبی برای قشر تحصیل کرده شده اند.

مثلا در بندرعباس، اسکله شهید رجایی یکی از جاهایی است که به دلیل رونق اقتصادی تبدیل به بهشت دانگاهیان و غیر دانشگاهیان شده. شما هر کدام میتوانید در مورد محل شکونت خود به مثالهای مشابهی برسید.

(اقتصاد ایران به کجا میرود)

3-عدم تناسب مشاغل و تحصیلات با فرهنگ عمومی جامعه:

اشتغال در  بیشتر مشاغل کشور (غیر از کرسی های آموزشی) هیچ نیازی به تحصیلات یا حداقل آموزشهای مدون ندارد.

-تعمیرکاری که با خراب کردن وسایل مردم بصورت تجربی تعمیر را یاد میگیرد و بدون نیاز به هرگونه گواهی با قهر کردن از استادش (که دست کمی از خودش ندارد) یک دکان نو برپا میکند.
-عطاری که بدون هیچ نظارتی مقداری علف و یونجه را در گونی ریخته و به خورد مردم می دهد(بدون اینکه کسی بر کیفیت و عوارض این داروهای گیاهی نظارت کند)
-بنا و یا جوشکار یا گود بردار و تخریبکاری تجربی که با کیفیت ساختمان ها و جان مردم و خودشان بازی میکنند (کافیست اخبار را بخوانید)

چرا؟

اولا چون دولت هیچ نظارتی بر آنها ندارد و ثانیا چون خدمات ارائه شده توسط این افراد ارزانتر است و ثالثا چون  مردم همیشه معمار را بیش از مهندس و شکسته بند را بیش از پزشک قبول داشته اند(مسائل فرهنگی)

این مساله  باعث رقابت افراد بیسواد و فاقد تخصص با افراد متخصص  شده و باعث صدمات شدیدی به ارباب رجوع و در کل اقتصاد و سلامت جامعه میشود.

ادامه دارد.....