بعد از مسائل ذکر شده در دو پست قبلی 1 و 2 به سایر علل بحران شغلی تحصیل کردگان می رسیم:

4- عدم توانایی دولت در عمل به تعهدات:

مسوولان هم  در این آشفته بازار از موقعیت موجود و نیز قدرت خود سوءاستفاده می کنند تا در مقابل حقوق و مزایای ناچیز نهایت بهره کشی را از فارغ التحصیلان جدید بنمایند.

-در همین رابطه...نظام وظیفه اجباری

دولت هر آنجا که در انجام وظایف خود کم آورده است، سعی کرده تا با فشار بر اقشار تحصیل کرده انها را مجبور به جبران کوتاهی دولت بنماید، مثلا ضعف دولت در پوشش بیمه ای و تامین اجتماعی اقشار باعث میشود تا با فشار بر پزشکان مانع افزایش حق ویزیت (که در حال حاضر یک دهم کشورهای همسایه است) شود.یا برای ارزان کردن مسکن!!! به حقوق مهندسین تجاوز کند.

نتیجه این اقدامات چیست؟ اولا کاهش درآمد مشاغل تخصصی، ثانیا کاهش کیفیت کار، ثالثا روی آوردن افراد تحصیل کرده به کارهای خارج از حوزه تخصص خود (نظیر حوزه مسکن و تجارت) برای جبران درآمد که خود همین مساله هم باعث ایجاد آشفته بازار در زمینه های دیگر اقتصادی میشود، رابعا!!! فرد مجبور میشود برای همان مقدار درآمد،در حوزه خود مشتریان بیشتری را (بیش از حد نرمال) پوشش دهد که در نتیجه باعث قحطی بیشتر در حوزه کاری خود میشود!خامسا بعد از این همه موش و گربه بازی رضایت از زندگیش هم پایین می آید، سادسا!  این همه مشکل را ول کردی چسبیدی به شمارش من که عربیست!!؟؟؟؟؟لبخند

مثلا، بنده پزشک باید طبق اصول ده تا مریض در روز ببینم، بیمه که حق بیمه را یا نمی دهد یا چند سال بعد میدهد، پس فقط همان دو تومان از هر مریض برایم می ماند. اگر ماهی بیست و پنج روز کار کنم، میشود 500 هزار تومان، کرایه مطب و پول منشی و هزینه های جاری مطب را که کم کنم، باید از پدرم هم پول توجیبی بگیرم تا درآمدم منفی نشود، پس به جای 10 مریض، 70 مریض میبینم(یعنی بیمار 6 پزشک دیگر را هم میبینم)، میروم چند تا معامله مسکن هم میکنم و قس علیهذا

5-رانتهای عمومی و خصوصی در مشاغل!!

رانت عمومی و خصوصی دیگر چه صیغه ای است؟

رانت خصوصی این است که من مدیر شبکه بهداشتی فلان شهر شمال هستم، میایم خواهر زاده ام را که لیسانس ادبیات دارد میگذارم مسوول آرمایشگاه تشخیص طبی و کل اصول علمی و اخلاقی را به لجن میشکم (ماجرا واقعی است)
رانت عمومی این است که ما افرادی که صلاحیت علمی نداریم با استفاده از رانت قانونی! بدون سواد کافی از یک رشته قبول میشویم، با تلاشی یک هزارم بقیه مدرکمان را میگیریم و آخر سر هم در بازار کار با بقیه رقابت نمی کنیم، بلکه مشاغل و پست ها را اشغال میکنیم.

من شخصا برای تمام ایثارگران و خانواده هایشان احترام قائلم، اما معتقدم اگر دولت قصد جبران زحمات آنها را دارد، نباید از حق بقیه مایه بگذارد.حداقل نباید باعث شود کسی که واقعا سواد علمی اش را ندارد، به زور وارد یک رشته شود و باز بدون احراز صلاحیت علمی لازم فارغ التحصیل شود و کل سیستم علمی مملکت به سخره گرفته شود. روشهای بهتری هم برای قدردانی هست.


_________________________________________________________________

پ.ن : پزشک ایرانی بیمار مرگ مغزی را زنده کرد. هر کس این تیتر را انتخاب کرده یا نمی دانسته مرگ مغزی یعنی چه؟ یا نمی دانسته پزشک یعنی چه؟ یا اصلا نمی دانسته مغز یعنی چه؟؟؟؟ (خبر در اصل به احیای یک مورد فلج مغزی اشاره دارد که بسیار متفاوت از مرگ مغزی است)

پ.ن 2: دکتر سینا شاید هر از چند گاه یک بار پست می گذارد، اما همان یکبار هم حرف حق میزند اساسی...این بار هم قانون و سهمیه اش را بخوانید

>>>لطفا در قسمت نظرات در مورد لحن نوشتار هم نظرتان را بفرمایید، چون احساس میکنم قدری تند بود.