با تجربه های قبلی که از کنسل شدن پروازهام داشتم نخواستم ریسک کنم و بلیط دو تا پرواز (به تهران و تهران-بندر) رو در یک روز بگیرم،با یک برنامه محتاطانه علیرغم میلم برای nمین بار با اتوبوس به تهران رفتم.البته برنامه ریزی بر اساس تجربیات قبلی و احتیاط همیشه هم خوب نیست، نتیجه اش میتواند ١٢ ساعت بیکاری و پرسه زدن در تهران به قصد وقت کشی باشد.

 

ساعت حدود ٨ رسیدم به ترمینال غرب، پروازم ساعت ٨:۵٠ شب بود...اولین قدم برای وقت کشی، پرسه در کتابفروشی داخل ترمینال و ورق زدن کتابهای عامه پسند...«بیش از ١٠٠٠ مدل غذای ایرانی و خارجی» «چگونه در یک ساعت انیشتن شویم!» «آداب عیالداری! در سه سوت» «رمان های پر سوز و گداز»  و غیره...با این ذائقه کتابخوانی، همان بهتر که میانگین مطالعه مان در حدود صفر مطلق است.

چند مجله گرفتم و رفتم در محوطه ترمینال نشیتم. نزدیک جایی که گویا پاتوق عده ای از کارگران همان حوالی است. به نوبت می آمدند و می رفتند. یکی شان که داشت از طرف سرویس بهداشتی می آمد پیراهنی را که گویا زمانی سفید رنگ بوده می چلاند، بعد با دقت بازش میکرد، با تحسین نگاهی به شاهکارش (شستن پیراهن) می انداخت و به دوستش می گفت خوب شد ها!(و دوباره همین سیکل را تکرار می کرد) جالب بود که علیرغم چنین شرایط زندگی اکثرا پیراهنهای با رنگ روشن و سفید تنشان بود. غرق شدن در عوالم آنها، پشت عینکی از احساسات فیلسوف مآبانه و جامعه شناسی!! روش خوبی برای وقت کشی به نظر می اومد.

ساعتی بعد بابک تماس گرفت و قرار گذاشتیم تا یکی از آخرین ناهارهایش در ایران را با هم باشیم. قبل از ناهار، کلی پیاده روی و صحبت...بابک هم مثل بهروز(یکی دیگر از دوستانم)، بعد از حق کشی در امتحان PhD به صرافت فرنگ افتاد و آخرش توانست بورسیه یکی از دانشگاههای شیطان بزرگ شود. هفته پیش هم ویزایش تقریبا حل شد و حالا فقط منتظر گواهی عدم سوء پیشینه از نیروی انتظ-امی ینگه دنیاست! چنان حس غریبی داشتم که اصرارش برای حساب کردن ناهار را قبول نکردم! دلم نیامد. هر چند ما از بهانه های کوچک هم برای تلپ شدن نمی گذشتیم و بهانه ای چرب و چیلی تر از جور شدن آمریکا نبود، اما نخواستم تصویر یک دوست خسیس و تیغ زن! در خاطراتش باقی بماند، یا فردا برود برای رفقای یانکی اش تعریف کند که قبلا از سفر، دوستانش چقدر پیاده اش کرده اند و از این طریق به حیثیت و وجهه بین المللی مملکت گل و بلبل خدشه ای وارد شود!

............

بقیه این گشت طهرانشناسانه فیسوف مآبانه باشد برای بعد

پ.ن: هرگونه برداشت نامربوط و در راستای تایید اجانب تکذیب می گردد.

پ.ن٢: انشالله این آخرین سفرم به بندر عباس باشد