در ماجرای غزه، عده ای احتمالا به دلیل مخالفت با سیاستها و موضعگیری های دولت ایران، اسراییل را بی تقصیر و حماس را مقصر می دانند. "چرا فلسطینی ها به آقای قلدر سنگ پرت می کنند تا او هم با بمب های چند صد کیلویی داغانشان کند؟" "چرا این احمقها نمی گذارند اسراییلی ها راحت باشند؟" "چرا به دعوت اسراییل برای صلح پاسخ نمی دهند؟" انگار دست و پا زدن کودک نحیفی زیر ضربات تبر یک جلاد را تنش زا بدانیم، چون آن جلاد اعصاب ندارد و با دیدن این دست و پا زدن حالی به حالی میشود و مجبور میشود او را بکشد!

بیایید عینک تعصب و لجاجت را از چشم برداریم. قضیه خیلی بالاتر از  جملات نغز فلانی یا هر کس دیگری است. سازمان ملل اسراییل را به نقض حقوق بشر متهم می کند (این را بی بی سی گفته، صداوسیما نگفته) و  یوتیوب، کانال ویدئویی وزارت جنگ اسراییل را به دلیل نقض قوانین و نمایش وحشی گری مسدود می کند، آیا اینها هم جزو جمهوری اسلامی هستند؟

فلسطینی ها در یک روند فرسایشی از سال١٩۴٧ (صدور قطعنامه سازمان ملل در مورد تقسیم فلسطین) تاکنون فقط بین کشتار و تحمیل قراردادهای پیشرونده دست و پا زده اند. یعنی یا باید تدریجی کشته شوند یا باید مقاومت کنند و بازهم کشته شوند. دوستی زیبا گفت که "سیاست اسراییل این است: «یا بمیر، یا خشن باش» که دومی اولی را هم توجیه می‌کند که «دیدی چقدر خشن بودی، پس حق دارم بکشمت»"

آنها که اسراییل را تنها در جنگ با حماس میدانند، آیا حادثه قانا یادشان رفته؟ نکند سازمان ملل هم طرف جنگ اسراییل بود و در میان غیرنظامی ها پناه گرفته بود؟ در جنگ سی و سه روزه آیا حزب الله در مناطق مسیحی نشین شمال لبنان هم پناه گرفته بود که اسراییل آنجا را هم بمباران کرد؟ آیا دانشگاه غزه هم جزو مراکز نظامی بود؟ کدام قرارداد بوده که اسراییل آن را نقض نکرده باشد؟

محض رضای خدا، آزاد بیاندیشیم. ذهنمان را در بین تعصبات بیجا ناشی از اختلافات سیاسی درون کشور اسیر نکنیم. باور کنید حمایت از زورگو و قاتل خیلی وقت است که دیگر برچسب روشنفکری نمی خورد.خنده تان نمی گیرد از قیاس حملات حماس و حملات اسراییل، کلوخ انداز را پاداش مرکاوا نیست! ( تانک مرکاوا) با اسراییل نه میتوان به تفاهم رسید (به روایت تاریخ و قراردادهای نقض شده) و نه میتوان همزیستی داشت. جنگ نکردن با او منجر میشود به محاصره و ترور، و جنگیدن منجر میشود به نسل کشی. بعضی دوستان به اینجا که می رسد می گویند:«عربند، بروند بمیرند! آنها ما را قبول ندارند!» مگر معیار حق در جهان، قبول داشتن ماست؟ مگر سخنان نژادپرستانه جزو معیارهای اخلاقی ما شده است؟

تحت هر شرایطی که هستیم، معیار قضاوت، اصول درونی و اخلاقی ماست،نه سخنان دوست و دشمن.