سلام

يک حرکت ناگهانی اين روزها مثل يک اپيدمی عجيب در کلاس شروع شده و در اين دو سه روزه به اوج خودش رسيده است. مجموعه ای از کارهای عجيب غريب و تغييرات فوری و حرفهای در گوشی و چيزهای ديگری که شايد شما هم شاهد يا حتی در جريان آن بوده ايد!!!

اگر با اين توضيحات حدس نزده باشيد اين حرکت چيه ...خودم ميگم، اين حرکت همان گروهبندی يا بهتر بگويم تلاش برای گروهبندی است.

خداييش نوعی زياده روی در اين قضيه می بينيم. ...يعنی زياد کردن پياز داغ ماجرا...البته خيلی ها هم خود را مجبور به چنين حالتی می بينند تا به اصطلاح عقب نمانند. زياد نمی خوام وصف ماجرا کنم فقط در باب  اتيولوژی چند نکته ميگم.:

 ۱ -  وقتی يه نفر دنبال چيزی رفت همه به دنبال او می روند.

۲ -  هيچکس دوست ندارد از قافله عقب بماند.

۳ - گروه اتحاد می آورد .

۴ - بچه های ما اتحاد را دوست دارند.

۵ - گاه برخی مسائل با برخی امور مهم ديگر اشتباه ميشوند.( روشن تر از اين بگم!!!)

۶ - گاهی خيلی مسائل ربطی به هم ندارند. مثلا همگروه بودن به هم قد بودن!

۷ - گاهی ما دانشجويان پزشکی که هيجان خونمان پايين آمده (هیپو هيجانمی) دوست داريم الکی هيجان زده شويم.

۸ - تلوزيون اخيرا زياد فيلم پليسی نشان می دهد.

۹ - بخور تا خورده نشوی.

۱۰ - از همه مهمتر ما ۷۸ هستيم.

* در انتها يک مساله قديمی را ياد آور ميشوم:

match در انگليسی به معنای مسابقه- جورشدن-چوب کبريت است...و در فرهنگ ۷۸ به نوعی مسابقه گفته ميشود که در آن يکعده جور ميشوند و بقيه نقش چوب کبريت را بازی می کنند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از شوخی گذشته ، اميدوارم همه گروه دلخواهشان را تشکيل بدهند و دوره انترنی را هم که آخرين خوان دوره عمومی است با موفقيت پشت سر بگذارند.

ضمنا آموزش از لحاظ زمان تحويل ليست ها هيچ محدوديتی قرار نداده...زياد هم عجله نکنيد.