يک روايت در سه اپیزود...

اپیزود اول:

اینترن در یکی از اتاقهای بخش مشغول گرفتن ABG است، چهار رزیدنت داخلی که چیف رزیدنت هم در بین آنهاست در آستانه در ظاهر میشوند... چیف رزیدنت در حالیکه دستانش را به کمرش زده می پرسد: دکتر ن ؟ اینترن با تعجب: بله بفرمایید؟! رزیدنت ارشد با اشاره دست: بیا اینجا .... رزیدنتها در حالی که اینترن را (که ظاهرا متهم به قتلی، چیزی است) در محاصره دارند، وی را جلوی خود انداخته اند و با دست اشاره می کنند که برو بالای سر تخت ۸ 

چند لحظه بعد بالای سر تخت ۸..... رزیدنت ها به دور تخت حلقه زده اند(و همگی با دستای به کمر زده!) اینترن هاج و واج به آنها نگاه می کند....رزیدنت ارشد: قلبش رو گوش کن....اینترن گوش میکند.... رزیدنت ارشد: خب؟!...اینترن بریده بریده می گوید :سوفل داره- سیستولیک ..چند اینترن دیگر هم به آنجا کشانده میشوند تا وجود سوفل را تایید کنند...رزیدنت ارشد به اینترن متهم: پس بلدی سوفل چیه؟ حالا چرا نوشتی سوفل نداره؟...اینترن متهم: خب- آخه رزیدنت کشیک گفتش نداره -من هم گفتم احتمالا ایشون واردترند...رزیدنتها سر در گوش هم می کنند، مقصر معلوم است ....رزیدنت کشیک! ... رزیدنت ارشد: برو سوفل رو یاد بگیر، اینترن شدی ولی هنوز هم سوفل رو بلد نیستی.... رزیدنت ها یکی یکی در حالی که به اینترن ندید بدید سوفل ندیده نگاه می کنند از در خارج میشوند.

اپیزود دوم:

نیمه شب تلفن اتاق اینترنی زنگ میزند....اینترن گوارش با صدای خواب آلود: بله؟!... الو، آقای دکتر از بخش زنگ میزنم مریض اومده با GI Bleeding ....اینترن گوارش به بخش میرود، شرح حال میگیرد، ارزیابی اولیه و شستشوی معده و کارهای دیگر را انجام میدهد... اینترن گوارش از پرستار شیفت می پرسد: چرا خانم دکتر (رزیدنت کشیک) نیومده؟ اطلاع دادین؟....پرستار: هر چی زنگ میزنیم گوشی رو جواب نمی دن...{بعد از چند بار تماس پیاپی مساله به اطلاع رزیدنت کشیک کلیه (خانم دکتری که در پاویون شیفت هم اتاق رزیدنت کشیک گوارش است) رسانده میشود}....رزیدنت کلیه: بله اتفاقا خانم دکتر الان اومدن بخش...خانم دکتر هنوز به بخش نرسیده(۱۰ متر فاصله!! اتاق تا بخش) اینترن گوارش نیمساعت منتظر می ماند و سرانجام به اتاقش بر میگردد...صبح سر جلسه مورنینگ مجددا به خود رزیدنت اطلاع داده میشود. اما او ....
چند روز بعد بالای سر همان بیمار در بخش گوارش.....استاد: این پرونده چرا شرح حال رزیدنتی نداره؟ چرا اوردر رو رزیدنت ننوشته؟..آقای دکتر ایکس (رزیدنت شیفت صبح بخش) خطاب به استاد: بله آقای دکتر اینو اینترن به رزیدنت اطلاع نداده!!!!! {{ تازه مگر مسوول خبر کردن رزیدنت اینترن است}}...استاد با ناراحتی: اسم اینترن رو به من بدید، این کار ها بی تاثیر نخواهد بود!!!

اپیزود سوم:

بیمار آقای پیری است با درد های شکم و احساس سیری زود رس و کاهش وزن و هزاران مشکل دیگر که در بخش جنرال داخلی بستری میشود.... اکسترن(استاژر) و اینترن ، هر دو شرح حالهای خود را نوشته اند...رزیدنت ها  و اساتید به جای معاینه فقط شرح حالها را مطالعه میکنند ، بیمار پروسه های اضافی زیادی را متحمل میشود، بعد از چند هفته بستری بیمار فوت میشود، سرانجام تشخیص بیماری مطرح میشود: کانسر معده!!!
اکسترن و اینترن به اتاق استاد فراخوانده میشوند و به دلیل اینکه به لنفادنوپاتی سوپراکلاویکولر بیمار (که می توانست در تشخیص کانسر کمک کننده باشد) در شرح حالشان اشاره نکرده اند توبیخ میشوند....استاد از پشت میز خطاب به دو دانشجویی که مقابل او ایستاده اند: هیچ می دونید اگر لنف سوپرا کلاویکولر رو لمس کرده بودید و اطلاع می دادید بیمار تکلیفش معلوم بود و نمی مرد؟!!!.... اینترن و  اکسترن در حالی که از این که مریض را کشته اند ناراحتند سرشان را پایین انداخته اند و به همین خاطر به تصمیم استاد مبنی بر تمدید دوره شان اعتراضی نمی کنند....اکسترن در حال بیرون رفتن از اتاق زیر لب : ولی آخه من که بلد نبودم !! ...استاد با صدای بلند: دیگه بد تر!!! دفعه بعد اگر معاینه رو یاد نگرفتی باز هم fail  میشی!!!...استاد حق داشت نارارحت شود، آخر خیلی زحمت کشیده بود تا حتی یک کلمه به دانشجویان یاد ندهد.

هر سه ماجرای بالا واقعا اتفاق افتاده اند و هر سه در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تبریز.

سیستم پادگانی و درجه داری کم کم در بیمارستان ها  در حال گسترش است، من قصد تحلیل این رفتارها را ندارم ، اما فرق پادگان با بیمارستان این است که سر باز وظیفه به احتمال خیلی کم سرهنگ بشود و حتی یک گروهبان کادر احتما کمی دارد که تیمسار شود، اما هر اینترن و هر دانشجویی بالاخره به احتمال خیلی بالا روزی پزشک و همکار همین افراد  خودبرتربین خواهد شد و حتی شاید در جایگاهی بالاتر قرار گیرد. پزشکی دنیای همکاری است نه محیط نظامی.

باز هم مثل همیشه باید بگم منظور از ان نوشته ها کلیت بخشیدن این رفتارها و تخطئه یک قشر خاص نیست. بلکه تذکر مشکلات رفتاری و اخلاقی برخی همکاران محترم است.

/ 5 نظر / 66 بازدید
سينوس کاروتيد

سلام آقای دکتر اول می خواستم به خاطر کامنتتون و حرفای که بهم زديد تشکر کنم.ممنون اين مطالبی که در مورد اينترنی و سيستم آموزشی تبريز هم می نويسيد خيلی جالب و در عين حال ناراحت کننده اس.خيلی از مواقع دلم به حال خودم و امثال خودم می سوزه که اين دانشگاه درس می خونيم موفق باشيد

laleh

Hello dear Dr: i don't know you are still an intern or not but be sure that when you share these experiences with other students studying in another universities you will find them very similar. i am gratuated from Iran uni. of medicin, tehran and the situation has no diffrence. but the main problem will start when you are working as an M.D at your military duty or other places. be sure you will become more deppressed. just try to study hard and focus more on out patient managments. now i am living in U.S.A and prepare for USMLEs & i don't know what will happen next? i found your web by the help of " hedyeh lahzeha" and at the end take care and carry on

رويا

سلام همکار. جالب می نويسيد.

علاف

جهت اطلاع دوستان!! می دونید بیشترین چیزی که در نمایشگاه به فروش رفته چی بوده؟ -نقشه ی آذربایجان

امیر

این یه چیز روتینی است که فقط در تبریز نیست ..... این رفتار ها از مدتی پیش باب شده و فقط سبب عقده ای بار آمدن دانشجو ها و اینترن ها شده است که وقتی به درجه بالاتر می رند این رفتار ها را روی سال پائینی ها پیاده می کنن !! عقده بالاخره خودش را باید باز کنه دیگه [ابرو]